هاجر؛ قهرمان عرفه و قربان| زنی که مسیر توحید را در صحرای عرفات هموار کرد دعوای تکراری زوجین، نشانه یک «الگوی ارتباطی معیوب» | راهکار چیست؟ کاهش خطر ابتلا به سرطان، فایده پنهان ازدواج چگونه تیروئیدِ مادر از ناتوانی ذهنی فرزند جلوگیری می‌کند؟ برگزاری کنگره بین‌المللی بی بی حکیمه، گامی در جهت ترویج فرهنگ رضوی ضرورت تکمیل نظام حمایتی زنان سرپرست خانوار| بانوان، ظرفیت بالایی برای نقش‌آفرینی اقتصادی در بستر خانواده دارند مادران بخوانند| ضرورت تشخیص زودهنگام علائم تأخیر رشدی و پردازش حسی در کودکان رویکرد نوین و تحول‌آفرین کمیته امداد امام خمینی (ره) | حمایت معیشتی و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار دعوت از ۲ دختر فوتسالیست مشهدی به اردوی تیم‌ملی بزرگ‌سالان اجرای «پدربزرگ و مادربزرگ‌های معنوی» برای کودکان ۷ تا ۱۲ ساله در بهزیستی| یک پیوند معنوی که در ۲۵ مرکز شبانه‌روزی عملیاتی می‌شود اجرای ۱۹ پویش با موضوع جوانی جمعیت در استان همدان آیا ابتلا به زوال عقل در زنان و مردان یکسان است؟ «آرزو‌های قشنگ»، گروهی کوچک که از مشهد به یک خانواده ملی تبدیل شد| جزئیاتی از یک امیدآفرینی برای مردم ۲۵ هزار نوزاد در البرز غربالگری تیروئید شدند حمایت از زنان روستایی با صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان تنوری که با معجزه عشق به وطن روشن شد؛ مادربزرگ ۷۰ ساله مشهدی به نیت شهدا نان می‌پزد + فیلم و عکس ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علی درویشی «روضه‌ای در خانه با عطر دانایی» | روایت بانوان محله شهیدقربانی که روضه را به کلاس اندیشه تبدیل کردند روایت مادر و همسر شهید رضا رک‌جان؛ از پیدا کردن مادر تا جاویدالاثر شدن در ناو دنا + عکس پرداخت بیش از ۳ همت تسهیلات ازدواج در زنجان طی سال گذشته
سرخط خبرها
هاجر؛ قهرمان عرفه و قربان| زنی که مسیر توحید را در صحرای عرفات هموار کرد

هاجر؛ قهرمان عرفه و قربان| زنی که مسیر توحید را در صحرای عرفات هموار کرد

  • کد خبر: ۴۱۷۸۰۸
  • ۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۵
در روز عرفه، وقتی حاجی در عرفات اشک می‌ریزد و بین صفا و مروه می‌دود، و در صبح قربان، هنگامی که کاروان‌ها به سوی منا حرکت می‌کنند، همه به یاد ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام هستند. اما نام یک زن در تمام آن بیابان پیچیده است؛ زنی که تسلیم امر خدا شد، هجرت کرد و «هاجر» ماند.

روز عرفه را در تقویم ابراهیمی، روز «عرفان» و «نیایش» می‌دانند. اما برای هاجر، روز نهم ذی‌الحجه، روز «رها شدن» بود. روزی که ابراهیم، به فرمان خدا، دست او و فرزندش اسماعیل را گرفت و در دل کویرِ مکه، زیر آفتابی که سنگ را ترک برمی‌داشت، رهایشان کرد.

قرآن این جدایی را از زبان ابراهیم خلیل‌الله (ع) این‌گونه روایت می‌کند: «رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ» (پروردگارا، برخی از فرزندانم را در دره‌ای بیکشت سکونت دادم). اما آنچه در میان سطر‌های این آیه پنهان مانده، مکالمه‌ای است که تاریخ شفاهی ادیان آن را حفظ کرده است.

‌می‌گویند هاجر دامان ابراهیم را گرفت و سه بار پرسید: «آیا ما را در این سرزمین بی‌آب و علف رها می‌کنی؟» ابراهیم سکوت کرد. بار سوم پرسید: «آیا خدا فرمان داده؟» ابراهیم گفت: «آری»؛ و هاجر، آن کنیزِ مصری بی‌پناه، جمله‌ای گفت که حسن ختام یک وداع بود: «پس خدا ما را تباه نخواهد کرد.» نه گریه، نه داد و فریاد. فقط تسلیم. فقط «إِذًا لَا یُضَیِّعُنَا».

در روز عرفه، حاجی در بیابان عرفات تنها می‌شود تا بفهمد هاجر در آن روز چه حسی داشت: هیچ کس نبود، نه آب، نه درخت، فقط خدا. سعی بین صفا و مروه را روی ردپا‌های حضرت هاجر می‌دود تا حجش مقبول پروردگار شود.

هفت بار دویدن؛ مادری که مسیر عبادت را ساخت

آب تمام شد. اسماعیل آن چنان از تشنگی بر زمین می‌کوبید که پاشنه‌های کوچکش به سنگ خورد. اینجا بود که هاجر فهمید منتظر ماندن، رسم این درگاه نیست.

برخاست. پا‌های برهنه‌اش را بر سنگی داغ گذاشت و به سوی کوه صفا رفت. ایستاد، چشم دوخت، هیچ کس. دوید به سوی مروه. در میان راه، به دره‌ای رسید که از دیدگانش پنهان می‌شد. برای اینکه کودکش را گم نکند، دوید. دوید در حالی که نفس‌هایش به شماره افتاده بود. هفت بار. هفت بار از صفا به مروه و از مروه به صفا.

اگر خدا می‌خواست، می‌توانست همان لحظه اول زمزم را از زیر پای اسماعیل بجوشاند. اما خواست ابتدا ایمان هاجر را به جمله‌ای که لحظه وداع با همسرش ابراهیم خلیل‌الله گفت، بیازماید. خدا خواست «سعی یک مادر» را به تمامی ببیند. خواست به همه بیاموزد که توکل، یعنی دویدن، نه نشستن؛ و این‌چنین بود که «سعی» میان صفا و مروه، تا ابد رکن حج شد. هر حاجی که امروز آن مسیر را می‌دود، در حقیقت یادگار آن مادری است که از تبارش، خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی (ص) آمد. هاجر نه پیامبر بود، نه کتابی آورد، او یک زن بود، اما یک عبادت و یک رکن توحیدی را برای همیشه تاریخ، در کالبد حج جاودانه کرد.

روز قربان؛ سکوت در برابر بزرگ‌ترین آزمایش

سال‌ها گذشت. اسماعیل در سایه مادری، چون هاجر، از آن نوزاد تشنه، به جوانی رسید که همراه با پدرش، کعبه را بالا می‌برد. اما آزمون بزرگ‌تر در راه بود.

خدا در خواب به ابراهیم(ع) فرمان می‌دهد که پسرش را قربانی کند. قرآن لحظه تسلیم این پدر و پسر را با دو کلمه روایت می‌کند: «فَلَمَّا أَسْلَمَا» – پس آنگاه که هر دو تسلیم شدند. ابراهیم تسلیم شد، اسماعیل تسلیم شد. اما شاید ضلع سکوت‌کردهٔ این مثلث، هاجر بود.

تصور کنید مادری که روزی هفت بار در گرمای سوزان دوید تا یک قطره آب به لب‌های خشکیدهٔ کودکش برساند، اکنون باید تسلیم شود که همان فرزند، به فرمان همان خدایی که سعیش را بین صفا و مروه با معجزه زمزم پاسخ داد، به دست پدر قربانی شود.

اگر فریاد می‌زد، اگر مویه می‌کرد، اگر بر زمین می‌افتاد، کسی بر او خُرده نمی‌گرفت. اما هاجر ساکت ماند. ساکت ماند، چون در روز عرفه، در آن بیابان بی‌آب، به خدا گفته بود: «تو ما را گم نمی‌کنی». حالا هم همان حرف را باور داشت.

عید قربان، عید ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام است. اما در پشت صحنه، هاجر نیز یک بار دیگر از امتحانی سخت، سرفراز بیرون آمد؛ زن باایمانی که حاضر است برای خدا، از دویدن تا سکوت، همهٔ نقش‌ها را بازی کند.

پایان: ردِّ پای مادری که فراموش نمی‌شود

هاجر، این زن مصری رها شده در صحرا، امروز در قامت «مادر موحدان» کنار خانه خدا ایستاده است. هر حاجی که کفش از پا درمی‌آورد و پای بر سنگ‌های صفا و مروه می‌گذارد، راه توحید را در مسیری می‌دود که هاجر هموار کرد.

در روز عرفه، وقتی آفتاب به اوج می‌رسد و حاجی در عرفات تنها می‌شود، به هاجر بیندیشید که در چنین روزی تنها ماند و به خدا اعتماد کرد.

در صبح قربان، وقتی کاروان به منا می‌رسد، به هاجر بیندیشید که در چنین صبحی سکوت کرد تا ایمانش کامل شود.

او مادری بود که هم سعی و توکل را به بشر آموخت و هم رها کردن را. هم تشنگی را چشید و هم شربت شیرین تسلیم را. اگر امروز حج، بی‌سعی کامل نیست، اگر قربان، بی‌یاد هاجر ناقص است، به خاطر یک حقیقت ساده است: خداوند دوست دارد بندگانش بدانند که گاهی، بزرگ‌ترین نقش‌ها را کسانی بازی می‌کنند که نامشان در کتاب‌ها گم شده، اما رد پایشان در اعصار باقی مانده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.